الشيخ المنتظري

482

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

خالق و موجد هستى ، تو رزّاق هستى ، تو عالم و بصير هستى و . . . امّا خصوصيات صفات خدا را به قرآن و سنّت مراجعه مىكنم ، اگر نفهميدم اقرار و اعتراف مىكنم كه خدايا من خالقيّت ، رازقيّت ، عليم بودن ، خبير و بصير بودن و . . . تو را به نحوى كه در واقع و نفس الامر هست قبول دارم . « فَمَدَحَ اللَّهُ اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً » ( پس خداوند اين اعتراف آنان را به عجز از رسيدن به چيزى كه علمشان به آن احاطه ندارد ستايش كرده است . ) اين كه راسخان در علم سخن بدون دليل نمىگويند و به جهل خود در مواردى كه علم ندارند اعتراف مىكنند ، مورد رضايت خداست و به همين دليل هم خداوند آنان را مدح و ستايش كرده است : ( و الرّاسخون فى العلم يقولون آمنّا به كلّ من عند ربّنا ) ( 1 ) . حضرت مىفرمايد : « فمدح اللّه اعترافهم » پس خداوند مدح و ستايش كرده است اعتراف آنان را « بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علماً » به عاجز بودن آنان از رسيدن به چيزى كه علمشان به آن احاطه ندارد ; خلاصه چون مواردى را كه ندانسته اند اعتراف به نادانى خود كرده اند ، مورد ستايش خدا قرار گرفته اند . « وَسَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فِيَما لَمْ يُكَلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً » ( و ترك آنان بحث و تعمّق را در چيزى كه بحث و گفتگوى از كنه آن به ايشان امر نشده ، رسوخ و استوارى ناميده است . ) « تعمّق » از مادّه « عمق » از باب تفعّل و به معناى فرو رفتن براى تحقيق و بررسى است ، يعنى دقيق انديشه كردن و بسيار انديشه كردن ; و « ترك التّعمّق » به معناى ترك انديشه است ; ترك انديشه در چيزهايى كه بحث در كنه آن براى بشر لازم نيست ، به اين دليل كه حريم حق را محترم شمرده امتياز است ; از اين رو

--> 1 - سوره آل عمران ، آيه 7